>
|
تقدیر را... آزاد شو از بند خویش،زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگیست،تاخیر را باور نکن حرف از هیاهوکم بزن از آشتی ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن،شمشیر را باور نکن خود را ضعیف وکم ندان،تنها در این عالم ندان توشاهکارخالقی،تحقیر را باور نکن بر بوم زندگی هرچیز می خواهی بکش زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود،نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن،تصویررا باور نکن خالق تو را شاد آفرید،آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو،زنجیر را باور نکن
خدا عشق است. عشقی که هنگام نفوذ به درون ما نرم می کند، ناب می کند،تازه می کند، بازسازی می کند عشقورزیدن و دوستداشتن، موهبتیست الهی. عشق، همان گلیست که در جان انسان شکوفه میزند و رایحهی آن، همان نوازشگر سرمستیست که مشام زندگی و سرزندگی جهان را مینوازد.عشق، تنها گلیست که در همهی فصلها میشکفد.عاشقی، تنها راه رهایی جهانست؛عشق، تنها نمونهی آزادی جهان است.زندگی بدون عشق، به درخت بدون شکوفه میماند.عشق، ما را از خاکِ زندگی روزمره بلند میکند و تا افلاک عروج میدهد.عشق -بیتردید- زمینی نیست، آسمانیست؛ در آسمان زاده میشود، در آسمان میبالد و در دل و درون آسمان میآرامد. عاشقان نمیمیرند؛عشق، تجربهی جاودانگی و بیمرگیست. اگر که عشق نباشد، زندگی، زندگی نیست؛ چیزیست شبیه زندگی.و چه خوشبخت است آنکه دلش به عشق زنده میشود، نفسش در عشق فنا میپذیرد و روحش در عشق بقا میگیرد.و چه خوش سروده است آن بلندآوازهترین شاعر عاشقپیشهی جهان، خواجهی رندان، حافظ شیرینسخنِ شیرازیمان که میگفت: «هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشقثبت است بر جریدهی عالم دوام ما»عشق، حکایت حالِ هستیست؛و آن جذبه و طلب و شوری که هر پدیدهی چالاک، در گسترای ناپیداکران کائنات، رو به کمال میکشاند-عامل و نیرویی به غیر از عاشقی نیست.اگر عشق نبود، کسی کاری نمیکرد.اگر عشق نبود، هیچ نسیمی دلانگیز، در بامدادانی سِحرآمیز، گیسوان گیاهان را به بازی نمیگرفت.عاشقی، نیازمند رهایی و بیمرگیست: عاشقان نمیمیرند؛ عشق، تجربهی بیمرگیست!... ماهنامه شماره 60شادکامی
تا شقایق هست زندگی باید کرد دشت هایی چه فراخ شاید راه افتادم لب آبی
ظهر تابستان است چنان بی تابم که دلم می خواهد سهر اب سپهری
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است
هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش رو داری هرگز نگو برای همیشه وقتی میدونی جدا میشی هرگز نگو دوست داری اگر حقیقتا به آن اهمیت نمیدی درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود نداردهرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری هرگز سلامی نده وقتی میدونی خداحافظی در پیشه به کسی نگو تنها اوست وقتی در فکرت به دیگری فکر میکنی قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش رو نداری
ای کاش آسمان حرف کویر را درک می کرد و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد ! ای کاش واژه ی حقیقت آنقدر با دلها صمیمی بود که برای بیانش نیازی به شهامت نبود ! ای کاش دلها آنقدر خالص بود که دعای قلب بعد از پایین آمدن دستها مستجاب می شد ! ای کاش پروانه عشق را در سوختن شمع می دید و او را باور می کرد ! ای کاش با هم بودن معنی عاطفه را درک می کرد !!!
|
ABOUT
MENU
Home
clock web --> |